|
شورانگیز و غوغایی تر از بهار امروز شروع تازه ی یک پاییزی از اوج تا بی کرنگی از افق تا بی انتهای آبی بودن از اینجا تا ناکجای عشق لذت بخش است اما میتواند شورانگیز و غوغایی باشد حال اگر آمدنش سرچشمه از پاییز و شکوفه از باران بگیرد....سرسبزترین شروع است.... سمی آغاز آغازی شدی که ندانستیم از کجا بود و از کی بود.... ندانستیم چگونه آمدی و دل ها را آرام کردی .... و ماندی.... آنقدر ماندگار شدی تا بند بند وجودمان،حرف حرف نامت شد و سیمای دورت شانه ی اندوهمان.... ماندنی شدی....و هر روز ماندنت چون شروعی تازه در سرای جان شد و دلتنگی های بیقرارمان را مرهم نهاد.... ....با ترانه آمدی و با سکوت همراه شدی.... ای بهانه ی اولین و نوشته ی آخرین هانی
مگه میشه بود و باورت نداشت باتشکر مخصوص از FaHoOی عزیزم
من از قصه زندگی ام نمی ترسم... من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم. ای بهار زندگی ام ! اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست ، اکنون که باهایم توان راه رفتن ندارد ، برگرد ! احساس دوست داشتن جاودانه را باز هم به من ببخش ؛ باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا ، باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده. بگذار در آغوشت آرامش را به دست آورم... بدان که قلب من هم شکسته ، بدان که روحم از همه دردها خسته شده ؛ این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد. بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام ... این عکس های زیبا رو از وبلاگ FahOoی عزیزم برداشتم...
وقتی کسی رو دوس داری ، حاضری جون فداش کنی حاضری دنیارو بدی ، فقط یه بار نیگاش کنی به خاطرش داد بزنی ، به خاطرش دروغ بگی رو همه چی خط بکشی ، حتّی رو برگ زندگی وقتی کسی تو قلبته ، حاضری دنیا بد بشه فقط اونی که عشقته ، عاشقی رو بلد باشه قید تموم دنیارو به خاطرِ اون می زنی خیلی چیزارو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیما امّا صداشو بشنوی ، شب از میون دوتا سیم حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو فقط خدا نکرده اون ، یه وقت بهت نگه برو حاضری هر چی دوس نداشت ، به خاطرش رها کنی حسابتو حسابی از ، مردم شهر جدا کنی حاضری حرف قانون و ، ساده بذاری زیر پات به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا می گذری تولّد دوبارته ، اسمشو وقتی می بر حاضری جونت و بدی ، یه خار توی دستاشم نره حتی یه ذرّه گرد وخاک ، تو معبد چشاش نره حاضری مسخرت کنن ، تمام آدمای شهر امّا نبینی اون باهات ، کرده واسه یه لحظه قهر حاضری هر جا که بری ، به خاطرش گریه کنی بگی که محتاجشی و ، به شونه هاش تکیه کنی حاضری که به خاطر ، خواستن اون دیوونه شی رو دست مجنون بزنی ، با غصه هاهمخونه شی حاضری مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن دیوونه های دوره گرد ، واسه تو دس تکون بدن حاضری اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن کار تو به کسی بدن ، جات اونو انتخاب کنن حاضری که بگذری از ، شهرت و اسم و آبروت مهم نباشه که کسی ، نخواد بشینه روبروت وقتی کسی تو قلبته ، یه چیز قیمتی داری دیگه به چشمت نمی یاد ، اگر که ثروتی داری حاضری هر چی بشنوی ، حتی اگه سرزنشه به خاطر اون کسی که ، خیلی برات با ارزشه حاضری هر روز سر اون ، با آدما دعوا کنی غرورتو بشکنی و ، باز خودتو رسوا کنی حاضری که به خاطرش ، پاشی بری میدون جنگ عاشق باشی اما بازم ، بگیری دستت یه تفنگ حاضری هر کی جز اونو ، ساده فراموش بکنی پشت سرت هر چی می گن ، چیزی نگی گوش بکنی حاضری هر چی که داری ، بیان و از تو بگیرن پرنده های شهرتون ، دونه به دونه بمیرن وقتی کسی رو دوس داری ، صاحب کلّی ثروتی نذار که از دستت بره ، این گنجِ خیلی قیمتی
تو خود خود یه اشکی / یه پیام رنگارنگی تو ی حرف تازه هستی / تو ی شعر نقره ایی،تو ماهی تو همون قشنگ قصه هایی/ یه قطره واسه گلایی تو ی آسمون ستاره داری / ی سبد نور و علاقه داری تو اگه برنده هستی،/ لایق ترانه هستی یه سفید و سبزی/ یا نه،تو قرمز و آبی هستی تو همون ماه تو ایوون/ تو ی حرف تازه هستی تو ی عاشق طلایی/ که همیشه روشن هستی تو ی ابر تازه وارد/ تو گل بنفشه هستی تو مثه ی طوطی خوش صدایی/ مثه ی فرشته تویه ماهی تو ی قطره ی بارون آبی/ واسه قلبای بیقراری تو مثه غنچه میمونی/ مثه ی جنگل سبزی تو رو دس زدی به خورشید/ تو دیگه آخرش هستی با همون نگاه عاشق/ تو ی شاپرک می سازی تو عزیز رویاهامی/ تو مالک قلب و قصه هامی تو اگه نباشی یک روز/ تویه خاطرات برفیم من دیگه بی تو،نه نمیشه/ تو باید همیشه باشی تو ی دریای بزرگی/ تو ی آسمون صافی تو دلت یه شهر روشن/ تو خودت ی شب چراغی تو همون هدیه خدایی/ واسه هرچی قلب و بیقراری تو همون برف سفیدی/ که تو آسمون میمونی تو همون شعر پرنده هایی/ تو خود خود صدایی اگه امروز من ترانه گفتم/ چون تو بودی تو خاطراتم من اگه هرچی که هستم/ واسه خاطر تو هستم دنیامون هرچی که باشه/ عشق تو خیلی قشنگه از این ترانه تا ترانه بعد/ تو یاد تو میمونم قصه زندگیمو از اینجا تا همیشه/ با عشق تو می خونم
امیدوارم درست شعرمو بخونید!!!منظورم تلفظ درست کلمات بود!!!! این شعر رو واسه عشق آبجی هانی و خودم و تمام کسانیکه خالصانه و از اعماق وجودشون*کامران جون* رو دوس دارن سرودم . امیدوارم از خوندنش لذت ببرین . . . . . .
سلام به دوستای گل خودم... امیدوارم ستاره های آرزوهاتون از همیشه بیشتر بدرخشه... فقط اومدم یه خبر عالیییییییییییییییییی بدم از سفر سمی جون،آجی گلم،درسته که به Modesto و کنسرت کامران و هومن عزیز نرسید ولی................. بقیه شو باید از خودش اجازه بگیرم و بنویسم ولی همینقدر بدونین که وقتی من این خبر رو شنیدم در شرف سکته بودم!!!! تا بعد بای...
دلم گرفته از این دنیای هرزه و پوچ نمیدونن قدر من،باید برم کنم کوچ از جایی که هرکسی قلبتو میشکنه زود بیست قشنگتو باز میکنه صفر و مردود خوبی هاتو هیچکسی ندید فقط آتیش زد سوزوندتو به جای قلب خودش زد یه سد سدی که جز بدی ها چیزی نتونه رد شه عشق تو بی معنی شه مثل یه حس بد شه دروغگویی،دورویی آدما رو میسازه دیگه دلم قول میده به هیشکی دل نبازه دوست شده تک رقمی،بیشتر نمیشه از دو همه شدن دشمن یه قلب پاک مثل تو دوست ندارم بمونم،سفر برم یه جایی جایی که من بمونم،فقط تو اونجا باشی حرفی که مونده تو دل،بگم بدونی تو هم بفهمی و بذاری این قلبمو تو مرهم سختی دوری رو یک لحظه بدونی همین قلب منو بذاری تو لیست زیباترین شده حتی میام من اونور پیشت با قایق تازه میفهمی جز من عشقت نداره لایق یه بار شده من بشم اولین و آخرین؟ بشم باهات همسفر،من باشم و تو،همین.... هانی با سلام به دوستای گلم؛ این چند وقته که آجی سمی نیست به خاطر اینه که رفته مسافرت.... یه سفر به لس آنجلس و به خاطر کنسرتی که کامران و هومن عزیز در Modesto دارن.... ازتون یه خواهشی دارم،که واسه آجی سمی گلم دعا کنید که به آرزوش برسه و صحیح و سالم پیشمون برگرده.... ممنون؛ هانی
هفت تا آسمون پر از گلای ياس و ميخک تولدت مبارک،خوش اومدی ستاره تولدت عزيزم پر از ستاره بارون/پر از بادکنک و شوق ، پر از آينه شمعدون الهی که هميشه واسه تبريک امروز/بيان يه عالم عاشق ، بياد هزار تا مهمون سمی جون،آجی گلم،تولدت رو با هزارتا آرزوی قشنگ تبریک میگم... ایشالله تولد ۱۰۰سالگیت رو با هم بگیریم به این شب قشنگ قسم تا آخرش من باهاتم/تو آسمونام که بری،تا خود خورشید باهاتم اگه بری توی بهشت،منو میدونم،راه ندن/دربون اونجا میمونم،حتی تو برزخ باهاتم سختی و شادی هم باهم فرق زیادی ندارن/یه روز غم و یه روز خوشی،تو هر ۲راه من باهاتم وقتی که میخندی و از خندت ستاره میشکفه/یا وقتی با مرواریدات دریا دیگه نیست،باهاتم فرق زمین و آسمون با بودن من کم میشه/آره،بدون عزیز من،هرکجا باشی باهاتم نه اینکه من خواسته باشم،یا اختیاری باشه،نه/دلم فقط با دلته،به خاطر این باهاتم من و تو دیگه ما شدیم،من و تو اشتباهیه/۲تا بدن اما یه روح؛ببین هنوزم باهاتم امیدوارم از ته دل ما بمونه من و تومون/اینم بگم ۲باره بهت: تا شعر آخر باهاتم! هانی
یه جاده قشنگ تویه رویاهام یه تابلویه نقاشیه ستاره هام یه ساز و دنیایه بهاریام یه قصه و حرفایه دلخوشیام یه عالمه ماه و صدایه گریه هام یه شادی و صدتا کلاغ منتظر یه کفتر و هزارتا مهربونیام یه کهنه درخت پیر و همه جوونیام تقدیم می کنم به تو با یه دنیا سلام برفی منم منتظر،تو روزایه سختی چشمام به دره،یه خورده هم منتظره دیدنت یه آرزو تو یه رویایه بی کلکه من همون عاشق دیوونه که یه عمره منتظر نشسته تو خونه تا یه صدایه تق تق در،اونو تا کهکشونایه دور ببره یا که تا عمق یه دریا اونو پریشون بذاره لحظه دیدن تو فقط یه فکر و رویایه منه دوست دارم یه عالمه تشنه مهربونیات حرفایه تو برام یه مرحمه خنده هاتم نگو،دل می بره دل من دیوونته همه چیزش مال تویه تو یه روز عصر پاییزی تورو دید تا ته دنیارو نوشت یه سرنوشت پاک تو همه زندگیشو رقم نوشت برگا واسه این دل دیوونش دست به دعا شدن: تا که تو بیای،این دلو آرومش کنی بیا و تورو خدا نگو که نه! این دلم داره میمیره نذار تورو نبینه خسته شده اما واسه چشایه تو هرچی که انتظار باشه کشیده بیا و این انتظار قشنگ و پاییزی بکن یه ذره تو دلت به اون نگاه بکن.
شاعر این شعر خودم(سمانه)هستم و این شعر رو به افتخار عشق قشنگ خودم و آبجیم سرودم و به درخواست خواهر گلم اونو تو وبلاگ گذاشتم و تقدیمش می کنم به:آبجی هانی و عشق قشنگمون.
وقتی عزیزم یه جایی صورتتو میبینم یا از یه جایی یه دفعه حرفاتو من گوش میدم یا وقتی میبینم که با برادرت نشستی خوشتیپ شدی و برای خاطرخواهات ماه هستی نمیتونم صبور باشم بهونه گیر میشم باز انگار شده دیدنتم مشکل و دردسرساز دردسری که آخرش این قلبمو میکشه ازبس که آرزوش تویی میترسه که بمیره سراب با تو بودنم واسش یه خوشحالیه واسه همون یه لحظه هستیش،این دلش رو میده از بس دورنگی اومده شاید نشه تو باورت شاید که فکرکنی منم گذاشته ام سر به سرت ولی میگم تنها ستاره ی شبای رویا کیه که بشناسه تو رو نشه یه عمری شیدا
چقدر سخته كه چشمات رنگ غم باشه ولی ظاهر پر از خنده... چقدر سخته كه عشقت آسمون باسه ولی آسون بگن چنده... چقدر سخته كلامت ساده پرپر شه نتونی ناجيش باشی... چقدر سخته دلت پر باشه ساكت شی ولی تو سينه داغون شی... چقدر سخته كه يک دنيا صدا باشی ولی از صحنه ی خوندن جدا باشی... چقدر سخته كه بارونی بشی هر شب نتونی آسمون باشی... يک نفر آمد قرارم را گرفت / برگ و بار و شاخسارم را گرفت چهار فصل من بهار بود ، حيف / باد پائيزی بهارم را گرفت اعتباری داشتم در پيش عشق / با نگاهی ، اعتبارم را گرفت عشق يا چيزی شبيه عشق بود / آمد و دار و ندارم را گرفت . . .
امروز میخواستم باهات،قرار بذارم نشد ببینمت تو کنسرت،هدیه بدم بهت نشد خواستم که سال نو رو با تو کنم من آغاز تو باشی یه کلید طلا واسه کشف راز باهم بخونیم از عشق از اینکه میشه حس کرد میشه که زندگی رو آسون کنیم و بی درد تو با حرفای زیبا منو ببر به رویا منم بهت گل میدم با لبخندی با معنا لبخندم از خوشی نیست،این حس همیشگی نیست خداحافظ میمونه ته این نمره ی بیست اما تو از قلب بگو،از زندگی و امید بهم بگو میشه باز خورشیدو روی ابر دید منم باهات میمونم امیدوارو منتظر بالاخره اینهمه غرور میشه منفجر قرار ما ثبت بشه تو آخرین روز سال کنسرت روز عیدت،بزرگترین جنجال هانی
خیلیا که حقشون نیست اونجا پیش تو هستن و تو رو از نزدیک می بینن،
بعضی های دیگه دوست ندارن اما ادعا می کنن که دیوونتن، یه عده ای هم بی خیال دنیا اومدن تا تو فقط بهشون حال بدی و بعد هم یادشون بره از همه چیز، یه دیوونه هایی هم خیلی دور از شما ، تو یه کهکشون دیگه ای در حسرت دیدار تو هستن،و تو بی خبر فقط از دور،و شاید اصلا اونا رو نبینی........... یکی هم مثل منو آبجیم اینجاییم و در حسرت با شما بودن زندگی رو می گذرونیم، شاید شما هیچ وقت ما رو نشناسین اما یه عشق تو وجود همه ما هست که هیچ وقت هیچ وقت ازمون جدا نمی شه حق من نیس؟!!!؟ من که اون نگاتو می پرستم، واسه اون خورشید و ماهت من ترانه می نویسم، تو بگو با کیه اون حق، من باشم یا یه غریبه؟!!!؟ من که لب بارون به یاد تو خیسه خیسم، حالا تو ترانه هاتم بگو حق من نیس تا همیشه پیش تو باشم؟!!!؟ من که وقی شبا پر ستارس نور و تقدیم چشاتم، وقتی که شهابی بی ترانه اس اونو واسه تو میارم، بگو حق من نیس تا همیشه با تو باشم.... قصه تو من بنویسم، شباتو من بخونم؟!!!؟ من که تو خواب و خیالم موهاتو یه بار ندیدم، تو بگو ........!!!!!.......؟!!! زندگی بی تو محاله بشه بهارم... من که یک لحظه بدون اون چشات زندگی نیستم، قسمت ماه و ستارم حتی تو آسمون نیستم، تو بگو حق من نیس بمونم با تو؟!!!؟، همیشه به دام چشمات اسیرشم؟!!!؟، غصه تو بچینم دونه به دونه؟!!!؟ من که اسم نازت،تویه ماه پر نقش و نگارت، میمونه رو لبهام همیشه، وقتی خیلی خیلی تنهام یاد تو آرامش چشامه، بگو حق من نیس کنار تو باشمو و قربونیه چشات شم؟!!!؟ من که ساز دهنیمو واسه تو همیشه کوک می کنم، تا به فکرت هستم شبا بیدار میمونم، بگو حق من نیس که واست تشنه بمونم؟!!!؟، تا ابد زیر چتر حرفات زندگی رو من بخونم؟!!!؟، انصاف و مروت تو واسه هر کسی تو دنیا هست، واسه من ولی پس کو اون انصاف زیبات؟!!!؟
وقتی از هــــجوم خالی اطــــراف پشتـــم مـــی شـــكند ، تو نيستی! وقتی در هر اعتمادی بی محـــابــا خنجری فرود می آيد ، تو نيستی! وقتی خودم را می بازم وهمواره التهاب ريشخندم می كند ، تو نيستی.... افكارم پريشان است ، از همه چيز می گويم.... با ربط و بی ربط و نفسم می گيرد... می خواهم جاری شوم... كه اگر بمانم وحشـت از دوباره مردابی شدن نفرتم را بر می انگيزد... گرچه به راهی می روم كه به خودم ختم می شود.... بيزارم از راه هايی كه خود در انتهايشان ايستاده ام! راه هايی تاريک و پر هياهو و سراسر رنج.... نه رنجی كه شايسته ی آن باشم! رنجی كه با بی اعتمادی به آن نگاه می كنم.... و اما تو! می بيــــنی كه روزگارم را! ديگر سراغی از من نمیگيری.... نگذار انتهای يكی از همان راه هايی كه می گويم ، فرجام كارمن باشد.... راهی بی بازگشت.... نگذار دلم به اين خوش باشد كه ديگرهمه چيز به پايان رسيده است.... یکی پرسید اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟ جوابش صادقانه من نوشتم: برای آنکه باید باشد و نیست!
غصه ی تو برای من،شادی من برای تو
دلت گرفت بگو خودم، گریه کنم به جای تو روزای خوب برای تو،شبای بد برای من بیستای قرمز مال تو،نمره ی رد برای من نتای رنگی مال تو،شعر غم انگیز مال من بهار و عطرش مال تو،برگای پاییز مال من گلای قرمز مال تو،گلای پرپر مال من قصه ی اول مال تو،حرفای آخر مال من شوق سفر برای تو،درد سفر برای من رسیدناش برای تو،فکر خطر برای من لذت خنده مال تو،بارون گریه مال من صد آفرینا مال تو،حرف گلایه مال من آتیش عشقم مال تو،کتاب سوختن مال من عمر زیاد تو فال تو،رنج زیاد تو فال من قصر طلایی مال تو،موندن و ساختن مال من همیشه بردن مال تو،همیشه باختن مال من خاطره ی خوش مال تو،تلخی رفتن مال من ناز و اداها مال تو،چشای روشن مال من خوابای رنگی مال تو،خواب پریشون مال من ذوق رهایی مال تو،رنجای زندون مال من روزا ی زیبا مال تو،جمعه دلگیر مال من قسمتای خوش مال تو،غمای تقدیر مال من زندگی من مال تو،خستگی تو مال من هر چی که داشتم مال تو،تا رد شی از خیال من ستاره بارون مال تو،اشک شبونه مال من ناز و کرشمه مال تو،اخم و بهونه مال من هر چی ترانه س مال تو،برق نگاهت مال من تمام دنیا رو میدم،صورت ماهت مال من خورشید و مهتاب مال تو،شبای تاریک مال من خونه ابرا مال تو،جاده ی باریک مال من برنده بودن مال تو،آخر بازی مال من ترانه هام فدای تو،هر چی می سازی مال من سوار دور قصه هام تو مال من،من مال تو دیوونه ی نگات شدم، من تو رو کم دارم نرو غصه ی تو برای من،شادی من برای تو دلت گرفت بگو خودم،گریه کنم به جای تو یعنی می شه همش بشه حقیقت و من بیام و تمام دردای تو رو آتیش بزنم باهر چی شعر که دارم
چقد قشنگه دیوونه شدن واسه کسی که میدونی دوسش داری و خبر نداره چقد رویاییه زندگی کردن با عشقی که از یه فرشته تو وجودته چقد آسمونیه دلتنگی کسی که با تمام احساست دوسش داری لالایی بخونی وقتی که خوابش نمیاد یه وقتایی پیشش باشی مثه یه رویای بلند چقد قشنگ این آرزو ها اما نمی شه که باشی پیشش ولی مهم اینه که اون حتی اگه ندونه اینجا دیوونه هاش خیلی زیاد دوسش دارن بازم قبولش دارن مثه یه مجنون دیوونه که داره میمیره بدون اینکه بدونه راستی که اون دیوونه ها خیلی زیاد خدایین
|
About![]()
اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش
Home
|